ظرفیت بنیادی، ظرفیت کل، گنجایش پایه، گنجایش مبنا
دیکشنری انگلیسی به فارسی
باربرد، بارپذیری، تاب فشاری، ظرفیت باربری، ظرفیت بارپذیری، ظرفیت تحمل، قدرت برنده، قدرت تحمل
ظرفیت باربری
ظرفیت دوچرخه رو، کشش دوچرخه رو، گنجایش دوچرخه رو
ظرفیت آب انداختن
ظرفیت کمانش
ظرفیت ایستگاه اتوبوس، کشش ایستگاه اتوبوس، گنجایش ایستگاه اتوبوس
جریان مجاز
ظرفیت آبراه، ظرفیت کانال، گنجایش آبراهه
ظرفیت استهلاک
نسبت تقاضا به ظرفیت