design displacement
دیکشنری فارسی به انگلیسی
حداکثر دمای مجاز کار که یک سیستم برای آن طراحی شده است.
واژهنامه تخصصی
حداکثر فشار وارده به ته مخزن سوخت، در حالتی که مخزن و لولههای هواکش آن از سوخت مایع کاملاً پر شده است.
حداکثر فشار کار مجاز که یک دستگاه/ سیستم برای آن طراحی شده است.
مدت زمان مندرج در قرارداد منعقده بین طراح و صاحب کار برای تهیه طرح مقدماتی و اجرایی مورد قرارداد.
به حاصلضرب مقاومت اسمی در ضریب مقاومت اطلاق میگردد.
مقاومت اسمی ضرب در ضریب کاهش مقاومت ϕ.
strength, design