سرریز شیبدار، طغیانگر سرسرهای
دیکشنری انگلیسی به فارسی
امتداد باز، حریم
آماده کردن حریم راه
راهروها یا راههای عبوری اتصالی
آبراهه با پهنای تنگ شده
سرریز فرمانی
راههای معمولی
شاهراه ولایتی
ریل جرثقیل
خزیده رو
تاوه سر ریزان
آزاد راه فرورفته