بار زلزله، بار ناشی از زلزله، بارزلزله، سربار زلزله
دیکشنری انگلیسی به فارسی
بارهای زلزله
گشتاور لرزهای
خطوط بازتاب یا شکست لرزهای
بازدارنده لرزهای
پرتو نگاری مقطعی زمینلرزهای
شیر خودکار قطع جریان گاز حساس مقابل زلزله
سرعت زلزلهای
موج لرزهای
پهنه لرزهای
شدت لرزش، حالت ارتعاش، لرزهخیزی
بیلرزه