جوی، نهر، آبراهه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نقوش اسلیمی
مهاربند لولهای باردار محوری
تراس سکویی
بادبستن، بادبند، بست، بند، پشتبند مایل، تیرتقویت عرضی، مهار، مهاربند
محکم کردن، مهاربندی شده
دهانه مهاربندی شده
قاب مهارشده
ستون بادبندی شده، ستون بسته، ستون مهارشده
قاب مهار شده، قاب مهاربندی شده، قاب مهاربندیشده، قاب مهارشده
شاهتیر بادبندی شده
چهار ضلعی با دو قطر (مثلثبندی)، چهارضلعی کامل