آمودن، آموده، پردازش، روند، رویداد، فرابرش، فرآیند
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آموده
فرآیند
مواد کمک فرآیند
فرآیند کارگاهی
فرآیند سیمانی شدن
فرآیندهای کانال رودخانه
پردازش آمار
فرآیند طراحی
چارت گروه کار
روند خلاصه کردن گوس-جردن
روش تجربه یافت