نیروی آسهای، نیروی محوری
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آرماتور متعادل، آرماتور متوازن
آرماتور بستر
نیروی خمشی
نیروی پیکرهای، نیروی جسمی، نیروی حجمی، نیروی سطحی
نیروی شکست موج
نیروی شناوری
نیروی ترکاننده
نیروی مویینه، نیروی مویینهای
پلیمر تقویت شده با الیاف کربن
نیروی مرکزی