تیزه، تخته دال بری
دیکشنری انگلیسی به فارسی
باریت
پوست درخت
فشار سنج، فشارنگار
بارومتر، فشار سنج
بازده بارومتری
فشار بارومتریک
باروتروپیک
باروتروپی
اطاق و کلبه موقتی/منزل کارگران
آب بند، بند با دریچههای متحرک، سد، سد تنظیم، سدخاکی
استوانه، بشکه، بشکهای، گهوارهای