برخورد، تصادف، تصادم، سانحه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
منطقه برخورد، منطقه تصادف
نقطه پرتصادف، نقطه تصادف خیز
علت برخورد، علت تصادف، علت تصادم
ویژگیهای تصادفات
هزینه تصادف
بسامد تصادفات
پیشگیری از تصادف
میزان تصادف
بازسازی تصادف
کاهش میزان تصادفات
گزارش تصادف