مالکیت مشاع، مالکیت مشترک
دیکشنری انگلیسی به فارسی
انتقال گره
آب در جریان، آب در جریان مسیر
اتصال به پرچ
معادله جابجایی مفصل
ماده درزبندی
سازگاری دوران در گره
ماله بند کشی، رنده بلند، بست
آببندی درز، بندکشی، پر کردن درزها، درزبندی، درزکشی
شمشه ملاط
هیئت یا کمیتهای متشکل از نمایندگان شماری از کمیتههای برنامهریزی برای برخورد با مقولههای مسائل برنامهریزی شهری
ماتریس همزاد