متحد، وابسته، شریک شدن
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ارتباط دادن، شریک شدن، وابسته، وابسته به
هزینه ثانوی، هزینه غیرمستقیم
انجمن، اتحادیه
بخود گرفتن
فرضیات
سست کره
اهمیت آزمایش و خواص بتن و مواد تشکیل دهنده آن
آستروژئودزی
آبشکن غیرمتقارن
پخش نامتقارن، توزیع چوله، توزیع نامتقارن
در یک تراز