آبرو بالای خاکبرداری، آبروی بالای خاکبرداری، آبروی بالای کند، جوی کوهی، نهر کوهی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
گیرش
گیرش سنج
فاضلاب روی حایلی، فاضلاب روی کمربندی
تبدیلگاه، تقاطع، تقاطع غیر همسطح، مبدل
طراحی تقاطع غیر همسطح، طرح تقاطع غیر همسطح
رابط تقاطع غیر همسطح
اتوبوس بین شهری، اتوبوس داخل شهری، اتوبوس درون شهری
دهانه بین ستونها، دهنه بین ستونها بر حسب قطر ستون
وابستگی
سود
ارتباط، متصل کردن، حدفاصل، سطح مشترک، وجه مشترک