سرعت اولیه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
تخمین اولیه، فرض اولیه
آغاز شدن
آغاز شده
تزریق کردن
تزریق
مهار تزئینی
قالبگیری تزریقی
صدمه دیدن
در خشکی
ترصیعکاری، منبتکاری
دهانه، دهانه ورودی، شاخابه، مدخل، مدخل، ورود، ورودی