بازداری، ممانعت، بازدارندگی، جلوگیری
دیکشنری انگلیسی به فارسی
لایه بازدارنده
بازدارنده، مانع شونده، محافظت کننده، ممانعت کننده
غیر متجانس، ناهمگن، ناهمگن، غیر یکنواخت
آغازی، ابتدایی
کاهش اولیه
برتری اولیه
نقطه آغاز جوشش
شرایط اولیه، شرط اولیه
تحکیم اولیه
ساخت اولیه
هزینه اولیه