جواب هارمونیک
دیکشنری انگلیسی به فارسی
لرزش موزون
تطبیق، توازن، هماهنگی
صاف کردن زمین، ماله کشیدن، ماله، هرس
مخلوط بتن سفت
مخلوط خشن
قابلیت سخت شدگی
چفت
دربچه، سایه، هاشور
هاشور زنی، هاشورزنی
فاصله حمل