پایانه خطی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نقب دریچه
گیره دریچه
اپراتور درب گاراژ
شیر دروازهای، شیر دریچه، شیر فلکه، شیر فلکه کشویی، شیر کشویی، شیرکشویی
شیر کشویی
شاخص باز شدن دریچه
سکوی مانور دریچه
سرریز فرمانی
انجمن اجتماع، تمرکز
آبریز، بارش سرا، سرابان
اندازه گرفتن، اندازهگیر، اندازهگیری، سنج، سنجشگر، سنجنده، سنجیدن