آب شیرین
دیکشنری انگلیسی به فارسی
سطح مشترک آبهای شور و شیرین
جبهه آب شیرین
ارتفاع آب شیرین، بار آب شیرین
عدسی آب شیرین
طغیان
نهر سیلابگیر
ماله فلزی دسته بلند با گوشههای نیمدایره
ترد، خردشدنی، شکننده، قابل خرد شدن
سست دانه
سطح سست
اصطکاک، اصطکاکی، مالش