تایید، تصویب
دیکشنری انگلیسی به فارسی
مورد تأیید
شیر یک طرفه مورد تأیید
تقریبی، نزدیک شدن
فرضیه تقریب
روش تقریبی
تقریبا
تقریب
ضمیمه، جزء، متعلقه
ازاره زیر پنجره، آشیانه، پیش بند حفاظتی، توقفگاه، جایگاه، خزند، رادیه، زیرپنجره، سکو، کف، سکو، صحن، کفبند، نوار
ارتفاع کفبند