فشردگى
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ترک، درز، درز برداشتن، مو برداشتگی، مو برداشتن
ساقههای کتان
کلش کتان
آجرچینی کله راسته، رج چینی کله راسته، پیوند لکه وراسته، پیوند هلندی
آجر هلندی
خم کردن
انعطاف، انعطافپذیری، خمشپذیری، سازگاری، قابل انعطاف، قابلیت انعطاف
ضریب انعطافپذیری
ضریب خمشپذیری
ماتریس خمشپذیری، ماتریس نرمی
ماتریس انعطافپذیری سازه