پرکننده
دیکشنری انگلیسی به فارسی
پُرکننده، نرمه
تیر- فیلر
پشتبند، ریشه، سه گوش، ماهیچه، مغزی، نوار
سطح ماهیچه
جوش گوشه، جوش ماهیچهای، جوش نواری
آب اندازی، بطانه، پر کردن، پرسازی، خاکریزی
پر کردن با بتن
جایگاه بنزینگیری، جایگاه سوختگیری
غشای نازک، فیلم، قشر نازک، لایه نازک، لعاب نازک
تولید غشا
مولد غشا