خاکشویی، شستشو با آب، شستشوی لجن، فرسایش انتخابی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خاک شوینده
طبقه شسته شده
انتقال
انباشت برجا
جاری شدن، صادر شدن
جاری شدن
دیوار کنار ساحل
آکند، پشته، خاکریز، خاکریزی، دیوار خاکی، دیواره
حالت خاکریزی، شرط خاکریزی
سد خاکی
خاکریزی