انباشتگی، انحراف، تغییر مکان، تغییر مکان جانبی، دانه، رانش جانبی، یخرفت
دیکشنری انگلیسی به فارسی
تغییرمکان جانبی
مته چکشی سنگین
برف باد رفته، برفرانه
حفار، حفاری، حفاری کردن، مته
سر مته
مغزه حفاری
زده چاه، گمانه
سوراخ کردن
صندوقه فروشده
چاه تزریق، سوراخ تزریق
چاه زدن، چاه زنی، حفاری، گمانه زنی، مته زنی