دندانه دندانه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
برهنگی، برهنه شدن خاک، لخت شدن زمین
کاهش اکسیژن
سالن فرودگاه (انتظار جهت عزیمت)
تبدیل خروجی
خوشیدگی
منحنی خوشیدگی
دوره تخلیه
درجه خوشیدگی
تهنشست، تهنشینی، رسوب، نهشت
رودخانههای رسوبگذار
نشست