اتصال، پیوستگی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
بهرهبرداری تلفیقی
آب زندانی، آب فسیلی، آب محبوس، آب همزاد
مرتبط، همبند، یکپارچه
قوس اتصال
راهروها یا راههای عبوری اتصالی
دسته پیستون، شاتون، میل رابط
اتصال، پیوند
اتصال
مجموعه اتصال
ضریب انشعاب
لوله متصل