مدار (مدار الکتریکی در تأسیسات)
دیکشنری انگلیسی به فارسی
برقشکن
ترزیق مداری
هواکش مداری
کلید خودکار (کلید اتوماتیک)
به فرم دایره، دایروی، دایرهای، دایرهوار، گرد
تحلیل کمان دایرهای
سطح بار مدور
چفته گرد، طاق دایرهای، قوس گرد
محفظه گرد
سطح مقطع دایرهای، مقطع دایرهای، مقطع گرد
قوس دایرهای، قوس کمانی