پشتیبان دیوار
دیکشنری انگلیسی به فارسی
متروک، رها شده
فرونشستن، منع کردن، باز داشتن
فرساب، یخکاست
تراز نابهنجار آب
زیست گاه، خانه
قانون آبرام
سایش، ساییدگی
سایش
تاب سایشی، مقاومت در برابر سایش
مقاومت سایشی