نوسان سالانه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
مقیاس، میزان، خط کش
سالنامه، گزارشهای سالانه
یک سال تمام
نشست سالانه
در سراسر سال
نوسان سالیانه
خط زرد
توف زرد
خرده مالک
بازدهی، تسلیم، تسلیم شدن، جاری شدن، ریختن، سیلان
شرایط تسلیم