پیرامون مرطوب، محیط تر شده، محیط خیس شده
دیکشنری انگلیسی به فارسی
عامل خیس کننده، ماده تر کننده، ماده خیس کننده، مرطوب کننده
جبهه تر شونده
مایع تر کننده
لنگر گاه
بارانداز
دیوار اسکله
سنگدانه بسیار ریز، سنگدانه گندم شکل
تایر، چرخ
محور چرخ
چرخپایه
صندلی چرخدار