مانع دید، مانع دیداری
دیکشنری انگلیسی به فارسی
تیر
حوضه مشاهده
خانه ییلاقی، ویلا، ویلا
ده، روستا، دهکده، روستا
پل روستایی
وینیل
کف وینیل
آمار تخلفات، شمارش تخلفات
برگ جریمه
سخت، شدید
موج شدید