ارتعاش داشتن، ارتعاش کردن، مرتعش بودن
دیکشنری انگلیسی به فارسی
بتن لرزانده، بتن لرزیده، بتن مرتعش شده
کوبنده ویبره
فیدر ویبره
صفحه لرزنده، ویبراتور صفحهای
غلتک لرزان، غلتک لرزنده، غلتک ویبره
شمشه لرزان
سرند ویبره
کفشک لرزنده، ویبراتور کفشکی
میز لرزان
آماس سنج ارتعاشی
کوبنده ارتعاشی، کوبنده لرزهای