زاویه دید عمودی، زاویه روید عمودی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خرپای قائم
مد ارتعاش قائم
دیوار قائم، دیوار عمودی
پل با انتقال قائم، پل بالارو
دریچه بالارو
نوکها، رئوس
دانه کاملا گرد گوشه خاک
نهر با پیچ تند
شناور، ظرف، کشتی، مجرا، مخزن، هر نوع مجرا یا لوله
واگذار کردن ملکی به کسی
دهلیز، راه رو، دالان