دوره بهنگام کردن
دیکشنری انگلیسی به فارسی
بهنگام کردن، تجدید برنامه
تعدیل زمان شبکه زمانی
تعدیل زمان دیاگرام برداری
سربالایی، فراز
بهسازی
برآمدگی، برآمدن، تورم
سربالا، سربالایی
بلندی، زمین بلند، کوهساران
بالا آمدگی، بالابردن، متعادل ساختن، برخاست، بلند شدگی، بالاروندگی، تورم، زیرفشار، غوطهوری، فشار از تحت به فوق، فشار به طرف بالا، فشار تحت به فوق، نیروی بلند کننده
نیروی بالا برنده
نیروی ضربهای بالارونده، نیروی برخورد بالارونده، نیروی ضربهای زیرفشار