غیر قرینه، غیر متقارن، نامتقارن
دیکشنری انگلیسی به فارسی
طاق متقارن، قوس غیر قرینه
تیر غیر متقارن
خمش نامتقارن
سازه نامتقارن
فضای به طور غیرعادی درزبند
دستگاه بدون دودکش
بخاری اتاقی بدون دودکش برچسبدار
خشکانیدن
هوانزده
تکیهگاه صلب
پستی و بلندی