غارنشین
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ارابه، بارکش، چهارچرخه، واگونت
حارهای، گرم و مرطوب
جزر و مد حارهای، مد حاره
گرمسیر
اقلیم گرمسیری
توفان چرخشی استوایی
ناوه
مقطع ناودانی
سرریز شیبدار
پروفیل مقطع ذوزنقه
کمچه، ماله، ماله آهنی، ماله بنایی، ماله، کمچه، مالهکاری کردن