سیستم صندوقی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ستون قوطی شکل
سرریز با مجرای مستطیلی
جعبه برش، وسیله آزمایش برش مستقیم
واگن باری مسقف
تیر صندوقهای، تیرجعبهای
قانون بویل
بادبستن، بادبند، بست، بند، پشتبند مایل، تیرتقویت عرضی، مهار، مهاربند
محکم کردن، مهاربندی شده
دهانه مهاربندی شده
قاب مهارشده
ستون بادبندی شده، ستون بسته، ستون مهارشده