رویهکاری، لایه رویه، لایه رویی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خزیدن سطحی
گودی نشست عرضی سطحی
بازداشت سطحی، نگهداشت سطحی
فرسودگی رویی
مقاومت سطحی
زهکش سطحی
دفع آبهای سطحی، زهکشی سطحی
زهکشهای سطحی
اندود سطحی، پوشش سطحی، روکش سطحی
مقاومت الکتریکی سطحی
عنصر سطحی