ساختمان سنگی، سنگکاری، مصالح سنگی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ایست، پرکردن، عایق کردن، توقف، عایق کردن، ورجستن
خط توقف
خط ایست
تیرک سد کننده، دریچه تخته جدا، دیرک سد کننده
تیرکهای سد کننده
تخته مسدود کننده
تابلوی ایست
شیر فلکه، شیرکشویی
شیر قطع کامل
امتداد ایست، باند ترمز
تابلوی به ایست نزدیک می شوید