بادکردگی و تورم سطح، طبله
دیکشنری انگلیسی به فارسی
مس آبله گون
آبله زدن
بوران
پف کرده
عملیات باد کردن
بلوک
بلوک، طرح، قالب کردن، قطعه، قطعه زمین، کنده سنگ یا چوب، ناحیه اختصاصی
جفت و جور کردن خطا در یک بلوک، سرشکن کردن خطا در یک بلوک
کوپلیمر دستهای / قطعهای
چگالی کلی
عایق بلوکی