پوشش، روکش، قشرسطحی، لایه، لایه پوششی، لایه سطحی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
لایه ضد میک
لایه پادرس، لایه محافظ در مقابل رس
ترزیق سطحی
عایق پتویی
اندود، روکشی، مبارزه با یخبندان
آتشباری، ترکاندن، ضربه، منفجرکردن
ماده ناریه
کوره آهنگدازی، کوره بلند، کوره ذوب آهن، کوره مرتفع
تفاله کوره بلند
بارگذاری انفجاری
ضربه انفجار