پناه گاه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
شیب تدریجی کنار دریا
روخورانی
نماینده رسمی دولت در یک استان که مأمور اجرای قوانین و انجام امور قضایی و نظارت در انتخابات است
آب بند، سپر
حفاظ فلزی (شیلد)
مخروطی شدگی سپر
اضافه حفاری سپر
عبور سپر
پایه (نگهداری) سپری
دامن سپر
حفر تونل به کمک سپر