تزئینات پیکر تراشی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
پیکرتراشی، پیکرسازی، پیکره، پیکرهسازی، مجسمهسازی
سردیس
خمیره، کف
کنترل کفاب
کفابگیری
کفابرو
کفگیر
دهانه فاضلاب رو
نسیم دریا
ترازدریا، سطح دریا
کشتی مسافربری