رزین، صمغ
دیکشنری انگلیسی به فارسی
بتن رزیندار
دوغاب رزینی
ملات رزینی
پایداری، تاب، مخالفت، مقابله، مقاومت
ضریب مقاومت
تنظیم کننده مقاومت
دماسنج مقاومتی
مقاومت در مقابل موادشیمیایی
مقاومت در برابر زنگ زدگی
مقاوم
سیمان مقاوم