انرژی کرنشی داخلی قابل بازیابی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
مبرّد بازیافتی
استحصال، بازگشت، بازیابی، بازیافت، برگشت، جبران
دوره برگشت
جبران پتانسیل سرعت
آزمایش بازیافت
سرگرمی، تفریحی
دریاچه تفریحی
تفریحی، سرگرمی، شهر تفریحی
منطقه تفریحی
سفر تدریجی
کاربری تفریحی زمین