پیش قیدی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
برآورد قبل از ساختمان
پیش خنک کردن
پیش سرمایش
برآورد طرح مقدماتی
پیشبینی کردن
پیشبینی، حدس
بطور غالب، به طور برجسته
پیش حفاری
پیشسازی
پیشساخته، پیشساخته شده
پل پیشساخته