امکانپذیر، قابل استفاده
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ظرفیت عملی، کشش عملی، گنجایش عملی
دانهبندی عملی
بار عملی کمانش
استاندار
خرپای پرات
ارایش اولیه
نیروی کششی
پیش تنیدگی
پیش تنیدگی، پیش کششی، پیش فشردگی
پیش کشیده
برآورد مقدماتی طرح