میدان
دیکشنری انگلیسی به فارسی
پلئیستوسن
فراوان
پلنوم
پلاکسی گلس
انبر دست
ازاره، پاسنگ، پاستون، پاسنگ، زیرستون
رسم کردن، نقشه کشیدن
وسایل نقشه کشی
انگشتانه، توپی، درپوش، دو شاخه [وسایل برقی]، توپی، دو شاخه برق
شیرآچاری، شیرسماوری
شیر سماوری