تکه تکه پیوسته
دیکشنری انگلیسی به فارسی
تکه تکه هموار
یخچال کوهپایهای
اسکله، اسکله، لنگرگاه، پایه، پایه پل، ستون، شمع، پلپایه، شمع
پایه پل، اسکله
پی بر پایه، پی پایهای، پی ستونی، پی نیمه عمیق
پایه و دیوار
ضریب فشردگی پایه
سوراخ کردن، نفوذ کردن
ستون
پیزومتر، فشارسنج
ارتفاع پیزومتری، ارتفاع پیزومتریک