ناحیه مجاز
دیکشنری انگلیسی به فارسی
تنش مجاز، تنش مطمئن
نیروی مالش مجاز واحد
تندی مجاز، سرعت مجاز
روش تنش مجاز
نیروی مالش مجاز
اجازه دادن، جواز
جواز، مجوز
مجاز
تبدیل، جایگشت
ماتریس جایگشت
ستونی، عمودی، قائم، عمود