بیش تنیده
دیکشنری انگلیسی به فارسی
پیش افتی، پیشدستی، جلو زدن، سبقت، سبقت گرفتن
خط پیش افت، خط پیشدستی، خط سبقت
مسافت دید برای سبقت گرفتن، مسافت دید سبقت
روراندگی
بیش از حد سفت شده
اضافه کار
بلندتر بودن، فائق آمدن
روگذری جریان
زیرورو شدن
واژگون، واژگونی
نیروی واژگونی