پرآرماتور، پرفولاد، فوق مسلح
دیکشنری انگلیسی به فارسی
تیر با فولاد زیاد
تجاوز کردن
کنترل کننده مکانیکی سرعت
ذخیره بالای سرریز
ارتعاش بیش از حد، لرزاندن بیش از اندازه
اضافه ولتاژ
فرا منطقهبندی
منطقه پرجمعیت، منطقه شلوغ
کلی
تراکم کلی
برنامه کلی توسعه اقتصادی